![]() |
![]() |
|
| بیایید به سوی او برویم که تنها مرحم دلها اوست.. |
|
من به يک فاجعه نزديکم به يک لرزش تا ابد نزديکم من با مرگ يک صدا يک لبخند مواجه ام من در ميان قانون بودن ونبودن اسيرم من به روی قدم های استوار غرور ايستاده ام من دست بر روی شانه خدا گذاشتم و آرام آرام زمزمه کردم :( و شکستم و نمردم وکماکان هستم)من آری من با لذتی بی وصف دستان متبرک خدا را بوسيدم من خدايم را روی قانون گياه سهراب جست وجو کردم در ميان شب بوها و در نگاه ساده من به زندگی ايمان دارم با دستان متبرک خدا من در ميان زمين وآسمان شناورم من آه ..خدا را دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:6 توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام. من ( ستاره) از کشور یخها.حدس بزنید کجام؟!
من این وبلاگ رو درست کردم که بتونم درد دلها و حرفامو بریزم توش. نمیدونم تا کی درد دلهام ادامه داشته باشه!امیدوارم که دوستهای خوبی پیدا کنم تا از راهنمایی هاشون استفاده کنم.ممنون میشم اگه نظر بدید. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|