![]() |
![]() |
|
| بیایید به سوی او برویم که تنها مرحم دلها اوست.. |
|
ای اله من ای اله من! تو را می ستایم و اساساً تو سزاوار ستایشی، بر خوش رفتاریت با من، و انبوهی بخشش هایت بر من، و به رحمت و مهری که مرا بدان برتر داشتی ، و بر نعمت سرشاری که عطا کردی و درباره ی من احسانی کردی که از عهده ی شکرش بر نمی آیم. تویی که در وقت در ماندگی دعایم اجابت کردی، و به هنگام درافتادن به گناه، از سقوطم رهانیدی، و داد مرا از دشمنانم بازستاندی. هرکس شکایت به سوی تو آورد ،می شنوی، و هرکس بر تو توکل و اعتماد کند، آغوش مهرت را به رویش می گشایی و او را می پذیری،و هرکس به تو توسل جوید، از سختی می رهانی، و هرکس به تو پناه آورد، گره از کارش می گشایی... پس ای پروردگار، من به سوی تو می گریزم ، و از تو ترسانم، و به تو پناه می آورم، به تو اعتماد دارم و از تو مدد می جویم و تو را باور دارم، وبر تو تکیه می کنم، و به جود و سخای تو و بزرگواری ات توکل می نمایم. خدایا اگر بخواهی از ما در گذری ، این گذشت نشانه ی فضل توست، و اگر بخواهی ما را کیفر دهی این نشانه ی عدل توست. پس به رسم نعمت بخشی که داری ، به آسانی از ما در گذر و در سایه ی بخشایشت ما را پناه ده، زیرا که یارای تحمل تو را نداریم و برای هیچ یک از ما بی گذشت تو راه رهایی نیست. ای بی نیازترین ، این ماییم بندگان تو که پیش رویت ایستاده ایم،پس به عطای خویش فقر ما را جبران فرما و رشته ی امید ما را به تیغ دریغت مبر. ای کسی که یاد او مایه ی بزرگی و شرف یاد کنندگان است ،و ای کسی که سپاسگذاری او موجب کامیابی سپاسگذاران است، دلهای ما را از هر یادی جز یاد خود ، و زبان ما را از هر شکری جز شکر خود ، و جوارح و اعضای ما را از هر طاعتی جز طاعت خود، وا بدار!
خدایا به تو پناه می بریم از برانگیختگی و طغیان آزمندی،و شدت و تندی خشم ، و چیرگی حسد، و ضعف و ناشکیبایی ، و کمی قناعت ، وبدخویی و اخلاق زشت، پافشاری و زیاده روی در شهوت ،و برگزیدن باطل به جای حق، و بر گناه پای فشردن، وکوچک شمردن معصیت، و بزرگ دانستن طاعت، و چون توانگران نازیدن و فقیران را خوار شمردن، و نیازمندان را تحقیر کردن، ودر حق زیردستان کوتاهی کردن. خداوندا به تو پناه می بریم از از سرزنش و ملامت دشمنان و از نیاز بردن به همگنان،و زیستن در رنج و مشقت ، و مردن بدون آمادگی و بی زاد و توشه.خدایا بر محمد(ص)و دودمانش درود فرست و مرا و همه ی زنان و مردان با ایمان را از همه ی آنچه به زبان آوردم،پناه ده،ای مهربانترین مهربانان... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 23:20 توسط ستاره |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم»
بارالها ! ای پرودگار نور عظیم؛ و پروردگار کرسی بلند ! پروردگار دریای جوشان؛ فرستنده تورات و انجیل و زبور؛ پروردگار سایه خنک و باد گرم؛ و نازل کننده قران بزرگ؛ و پروردگار فرشتگان مقرب و پیغمبران مرسل؛ خدایا ! من از تو میخواهم به آبروی کریمت و به نور وجه منیرت و ملک دیرینت ای زنده و ای پاینده ! و به حق آن اسمی که آسمانها و زمینها را به آن اسم، نور ِوجود بخشیدی و به آن اسمی که اولین و اخرین ِاهل عالم را، به آن اصلاح و تربیت دادی ای زنده پیش از هر زنده ای ! ای زنده ابدی، بعد از هر زنده ای ! ای زنده، هنگامیکه که احدی زنده نبود ! ای زنده کننده مردگان و میراننده زندگان ! ای زنده به ذات، که غیر از تو خدایی نیست ! خدایا ! تو بر مولای ما حضرت امام عصر؛ هادی امت و مهدی آل محمد؛ قائم به امرت؛ که درود و صلوات خدا بر او و بر اجداد پاکش باد، از همه مومنین و مومنات در مشرق و مغرب زمین در صحرا و کوه و بیایبان و دریا و از من و پدر و مادر من بر او درود و تحیّتی فرست برابر عرش خدا و به قدر کشش کلمات و آنچه که علم خدا احصاء و کتاب افرینش حق بر آن احاطه نموده است پروردگارا ! من در صبح همین روزم و تمام ایامی که در آن زندگی میکنم با او تجدید میکنم عهد خود، و عهد بیعت او را که بر گردن من است هرگز از این عهد و بیعت برنگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم
پروردگارا ! مرا از انصار و یاوران آن بزرگوار قرار ده و از آنان که از او دفاع میکنند و از پی انجام مقاصدش میشتابند و اوامرش را امتثال و از وی حمایت میکنند و از پیشروان در انجام اراده او هستند و در حضور حضرتش به درجه رفیع شهادت میرسند |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 16:23 توسط ستاره |
|
|
(( پناه )) خداوندا تو ميباشی پناه من و بعد از تو پناه کوچکی دارم خداوندا ! پناهم را مگير از من که در کنج قفس آزرده از غم ؛ کودکی دارم پناهم را مگير از من که من در ظلمت هستی بجز او مشعلی ديگر نمی خواهم پناهم را مگير از من که در پيچ و خم اين کوچه هستی بجز او رهنمای ديگر ی هرگز نمی خواهم خداوندا!....پناهم را مگير از من که من پرستوی شکسته بال و غمگينم وبعد از او فضای آسمانی را نمی بينم پناهم را مگير از من که بی او همچو پروانه به دنبالش که او باشد فروزان شمع ديرينم خداوندا! به درگاهت پناه آوردم و در دل همی يک آرزو دارم کنون آوردمش بدست پناهم را مگير از من |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:1 توسط ستاره |
|
لحظه ی دیدارلحظه ی دیدار نزدیک است |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 23:28 توسط ستاره |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:16 توسط ستاره |
|
|
با نهایت تاسف درگذشت مهستی بانوی خوش صدای ایرانی را به تمامی دوستداران هنر تسلیت می گویم. هیچکی از رفتن من غصه نخورد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:30 توسط ستاره |
|
|
شادي.......... شادي همان اندوه بي نقاب شماست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 22:5 توسط ستاره |
|
|
درود بر دوستان خوبم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:22 توسط ستاره |
|
آرزوي من براي تو من آرزو مي کنم که توانايي آن را داشته باشم براي تو من آرزوي سلامتي مي کنم و در طول زندگيت براي تو ايماني استوار را آرزومندم براي تو محو شدن سختيها در ميان خانواده و دوستانت را آرزومندم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 0:32 توسط ستاره |
|
|
من به يک فاجعه نزديکم به يک لرزش تا ابد نزديکم من با مرگ يک صدا يک لبخند مواجه ام من در ميان قانون بودن ونبودن اسيرم من به روی قدم های استوار غرور ايستاده ام من دست بر روی شانه خدا گذاشتم و آرام آرام زمزمه کردم :( و شکستم و نمردم وکماکان هستم)من آری من با لذتی بی وصف دستان متبرک خدا را بوسيدم من خدايم را روی قانون گياه سهراب جست وجو کردم در ميان شب بوها و در نگاه ساده من به زندگی ايمان دارم با دستان متبرک خدا من در ميان زمين وآسمان شناورم من آه ..خدا را دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:6 توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام. من ( ستاره) از کشور یخها.حدس بزنید کجام؟!
من این وبلاگ رو درست کردم که بتونم درد دلها و حرفامو بریزم توش. نمیدونم تا کی درد دلهام ادامه داشته باشه!امیدوارم که دوستهای خوبی پیدا کنم تا از راهنمایی هاشون استفاده کنم.ممنون میشم اگه نظر بدید. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|