تبليغاتX
درد دل با کی!!!
بیایید به سوی او برویم که تنها مرحم دلها اوست..

 

ای اله من

ای اله من! تو را می ستایم و اساساً تو سزاوار ستایشی، بر خوش رفتاریت با من، و انبوهی بخشش هایت بر من، و به رحمت و مهری که مرا بدان برتر داشتی ، و بر نعمت سرشاری که عطا کردی و درباره ی من احسانی کردی که از عهده ی شکرش بر نمی آیم.

تویی که در وقت در ماندگی دعایم اجابت کردی، و به هنگام درافتادن به گناه، از سقوطم رهانیدی، و داد مرا از دشمنانم بازستاندی.

هرکس شکایت به سوی تو آورد ،می شنوی، و هرکس بر تو توکل و اعتماد کند، آغوش مهرت را به رویش می گشایی و او را می پذیری،و هرکس به تو توسل جوید، از سختی می رهانی، و هرکس به تو پناه آورد، گره از کارش می گشایی...

پس ای پروردگار، من به سوی تو می گریزم ، و از تو ترسانم، و به تو پناه می آورم، به تو اعتماد دارم و از تو مدد می جویم و تو را باور دارم، وبر تو تکیه می کنم، و به جود و سخای تو و بزرگواری ات توکل می نمایم.

خدایا اگر بخواهی از ما در گذری ، این گذشت نشانه ی فضل توست، و اگر بخواهی ما را کیفر دهی این نشانه ی عدل توست.

پس به رسم نعمت بخشی که داری ، به آسانی از ما در گذر و در سایه ی بخشایشت ما را پناه ده، زیرا که یارای تحمل تو را نداریم و برای هیچ یک از ما بی گذشت تو راه رهایی نیست.

ای بی نیازترین ، این ماییم بندگان تو که پیش رویت ایستاده ایم،پس به عطای خویش فقر ما را جبران فرما و رشته ی امید ما را به تیغ دریغت مبر.

ای کسی که یاد او مایه ی بزرگی و شرف یاد کنندگان است ،و ای کسی که سپاسگذاری او موجب کامیابی سپاسگذاران است، دلهای ما را از هر یادی جز یاد خود ، و زبان ما را از هر شکری جز شکر خود ، و جوارح و اعضای ما را از هر طاعتی جز طاعت خود، وا بدار!

خدایا به تو پناه می بریم از برانگیختگی و طغیان آزمندی،و شدت و تندی خشم ، و چیرگی حسد، و ضعف و ناشکیبایی ، و کمی قناعت ، وبدخویی و اخلاق زشت، پافشاری و زیاده روی در شهوت ،و برگزیدن باطل به جای حق، و بر گناه پای فشردن، وکوچک شمردن معصیت، و بزرگ دانستن طاعت، و چون توانگران نازیدن و فقیران را خوار شمردن، و نیازمندان را تحقیر کردن، ودر حق زیردستان کوتاهی کردن.

خداوندا به تو پناه می بریم از از سرزنش و ملامت دشمنان و از نیاز بردن به همگنان،و زیستن در رنج و مشقت ، و مردن بدون آمادگی و بی زاد و توشه.خدایا بر محمد(ص)و دودمانش درود فرست و مرا و همه ی زنان و مردان با ایمان را از همه ی آنچه به زبان آوردم،پناه ده،ای مهربانترین مهربانان...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 23:20  توسط ستاره | 

بسم الله الرحمن الرحیم»

 

بارالها !

 ای پرودگار نور عظیم؛ و پروردگار کرسی بلند !

پروردگار دریای جوشان؛ فرستنده تورات و انجیل و زبور؛

پروردگار سایه خنک و باد گرم؛ و نازل کننده قران بزرگ؛

و پروردگار فرشتگان مقرب و پیغمبران مرسل؛

 

خدایا !

من از تو میخواهم به آبروی کریمت و به نور وجه منیرت و ملک دیرینت

ای زنده و ای پاینده !

و به حق آن اسمی که آسمانها و زمینها را به آن اسم، نور ِوجود بخشیدی

و به آن اسمی که اولین و اخرین ِاهل عالم را، به آن اصلاح و تربیت دادی

 

ای زنده پیش از هر زنده ای !

ای زنده ابدی، بعد از هر زنده ای !

ای زنده، هنگامیکه که احدی زنده نبود !

ای زنده کننده مردگان و میراننده زندگان !

ای زنده به ذات، که غیر از تو خدایی نیست !

 

خدایا !

تو بر مولای ما حضرت امام عصر؛

 هادی امت و مهدی آل محمد؛

قائم به امرت؛

 که درود و صلوات خدا بر او و بر اجداد پاکش باد،

از همه مومنین و مومنات

در مشرق و مغرب زمین

در صحرا و کوه

و بیایبان و دریا

و از من و پدر و مادر من

بر او درود و تحیّتی فرست

برابر عرش خدا

و به قدر کشش کلمات

و آنچه که علم خدا احصاء

و کتاب افرینش حق بر آن احاطه نموده است

 

پروردگارا !

من در صبح همین روزم و تمام ایامی که در آن زندگی میکنم

با او تجدید میکنم عهد خود، و عهد بیعت او را که بر گردن من است

هرگز از این عهد و بیعت برنگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم

 

پروردگارا !

مرا از انصار و یاوران آن بزرگوار قرار ده

و از آنان که از او دفاع میکنند

و از پی انجام مقاصدش میشتابند

و اوامرش را امتثال و از وی حمایت میکنند

و از پیشروان در انجام اراده او هستند

و در حضور حضرتش به درجه رفیع شهادت میرسند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 16:23  توسط ستاره | 

             (( پناه ))

خداوندا تو ميباشی پناه من

و بعد از تو پناه کوچکی دارم

خداوندا ! پناهم را مگير از من

که در کنج قفس آزرده از غم ؛ کودکی دارم

پناهم را مگير از من

که من در ظلمت هستی

بجز او مشعلی ديگر نمی خواهم

پناهم را مگير از من

که در پيچ و خم اين کوچه هستی

بجز او رهنمای ديگر ی هرگز نمی خواهم

خداوندا!....پناهم را مگير از من

که من پرستوی شکسته بال و غمگينم

وبعد از او فضای آسمانی را نمی بينم

پناهم را مگير از من

که بی او همچو پروانه به دنبالش

که او باشد فروزان شمع ديرينم

خداوندا! به درگاهت پناه آوردم و در دل

همی يک آرزو دارم

کنون آوردمش بدست

 پناهم را مگير از من

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:1  توسط ستاره | 

لحظه ی دیدار

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
 های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 23:28  توسط ستاره | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:16  توسط ستاره | 

با نهایت تاسف درگذشت مهستی بانوی خوش صدای ایرانی را به تمامی دوستداران هنر تسلیت

می گویم.

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:30  توسط ستاره | 
 

 

      شادي..........                                     

شادي همان اندوه بي نقاب شماست.
جاهي که خنده هاي شما از آن بر مي آيد،چه بسيار که با اشک هاي شما پر مي شود.
و آيا جز اين مي تواند بود؟
هر چه اندوه درون شما را بيشتر بکاود،جاي شادي در وجود شما بيشتر مي شود.
مگر کاسه اي که شراب شما را در بر دارد همان نيست که در تنور کوزه گر سوخته است؟
مگر آن ني که روح شما را تسکين مي دهد،همان چوبي نيست که درونش را با کارد خراشيده اند؟
هر گاه شادي مي کنيد،به ژرفاي دل خود بنگريد تا ببينيد که سر چشمه ي شادي به جز سر چشمه ي اندوه نيست.
و نيز هر گاه اندوهناکيد باز در دل خود بنگريد تا ببينيد که گريه ي شما از براي آن چيزي است که مايه ي شادي شما بوده است.
پاره اي از شما مي گوييد"شادي برتر از اندوه است "و پاره اي مي گوييد"نه،اندوه برتر است"
اما من به شما مي گويم که اين دو از يکديگر جدا نيستند.
اين دو با هم مي آيند،و هر گاه شما با يکي از آنها سر سفره مي نشينيد،به ياد داشته باشيد که آن ديگري در بستر شما خفته است.
به راستي ،شما همچون ترازويي ميان اندوه و شادي خود آوبخته ايد.
فقط آنگاه که خالي هستيد در يک ترازو آرام مي مانيد.
هر گاه خزانه دار شما را بر مي دارد تا زر و سيم خود را اندازه بگيريد،
شادي و اندوه شما نا گزير زير و زبر مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 22:5  توسط ستاره | 

درود بر دوستان خوبم

امیدوارم که حال همگی خوب خوب باشه.

از لطف همه شما دوستان ممنونم که این قدر به من لطف داشتید و به من

سر میزدید و امیدوارم که باز هم حضور گرمتون رو در کنارم احساس کنم.

راستش من یک مدتی نبودم که دلیلش هم مسائل کاری بود.

یک مدتی هم از نوشتن و از این جور چیز ها دور بودم.

ولی امیدوارم که از این به بعد بتونم دوباره در کنار شما باشم.

با آرزوی بهترین ها برای شما.

بدرود تا درودی دیگر.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:22  توسط ستاره | 

آرزوي من براي تو  

من آرزو مي کنم که توانايي آن را داشته باشم  
من آرزو مي کنم که قدرت و شجاعتش را داشته باشم  
من آرزو مي کنم اين خواسته و آرزو را براي تو امشب

براي تو من آرزوي سلامتي مي کنم  
براي تو من آرزوي شادي و آرامش روان دارم  
براي تو من آرزوي موفقيت در زندگي شخصيت را دارم

و در طول زندگيت

براي تو ايماني استوار را آرزومندم  
تا در زمانهاي سخت بار سختي را به راحتي به دوش بکشي

براي تو محو شدن سختيها در ميان خانواده و دوستانت را آرزومندم  
براي تو شادي و خنده را آرزومند  
آخرین آرزویم همیشه یکرنگ باشی
  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 0:32  توسط ستاره | 

به نام خدايی که زيباست

من به يک فاجعه نزديکم

به يک لرزش تا ابد نزديکم

من با مرگ يک صدا

يک لبخند مواجه ام

من در ميان قانون

بودن ونبودن

اسيرم

من به روی قدم های استوار

غرور

ايستاده ام

من دست بر روی شانه خدا گذاشتم

و آرام

آرام

زمزمه کردم:

( و شکستم و نمردم وکماکان هستم)

من

آری من

با لذتی بی وصف

دستان متبرک خدا را بوسيدم

من خدايم را

روی قانون گياه سهراب

جست وجو کردم

در ميان شب بوها

و در نگاه ساده

من به زندگی ايمان دارم

با دستان متبرک خدا

من در ميان زمين وآسمان شناورم

من

آه..

                                                 خدا را دارم

        

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:6  توسط ستاره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام. من ( ستاره) از کشور یخها.حدس بزنید کجام؟!
من این وبلاگ رو درست کردم که بتونم درد دلها و حرفامو بریزم توش.
نمیدونم تا کی درد دلهام ادامه داشته باشه!امیدوارم که دوستهای خوبی پیدا کنم تا از راهنمایی هاشون استفاده کنم.ممنون میشم اگه نظر بدید.

نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
بمان با من تنها تو بمان
محمد تو هستی در وجودم تو را هرگز نمیرانم
jojobaz
:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN
جانيم
و اما عشق...
افسوس فردای من و تو ما ندارد
شب تنهاي
استقلال محبوبه هر چي قلبه
فقط برای تو
شروع یک عشق
عا شقا نه ها
شبهای بی ستاره
به او بگویید دوستش دارم
زباله...
شبهای روشن
بیداد عشق
زندگی نامه
-:-*-:- دلم تنگه برای گریه کردن -:-*-:-
من و تو
عشق من مهدي
از تبار باران
چهره پنهان
فضاي ناآرام و لغزنده-
--------------------ايستگاه عشق---------------------
سوال من و جواب تو
justMusic
تــــــــلــا و ت
jupiter
و اینک آغاز دیگر
javani bogzarad to qhadrash nadani
<<---(``v``)<<----
مقدمتان گرامی باد EmRa.Dom.IR
بزرگترین منبع آموزشهای کاربردی برای ایرانیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Powered javascript code by www.BitaB.Org --> New Page 2